براي مينا
براي مينا و بخاطر آنكه توانسته محبوب مينا باشد: ـ
نقل است از استاد ابوعلي دقاق كه چندان درد اشتياق در او پديد آمده بود كه هر شب گاهي*1 بر بام خانه شدي؛ آن خانه كه اكنون در برابر تربت*2 او ست و آن را بيت الفتوح*3 گفتندي.
چون بر بام شدي روي بر آفتاب كردي و گفتي: اي سرگردان مملكت! امروز چون بودي و چون گذشتي؟ هيچ جا از اندوهگيني از اين حديث و هيچ جا از زير و زبر شدگان اين واقعه خبر يافتي؟
همه از اين جنس مي گفتي تا كه آفتاب فرو شدي...*4
--------------------------------------------------------------------------------
ـ*1- شب گاه = شب هنگام
ـ*2- تربت = خاك - قبر - مزار
ـ*3- بيت الفتوح = خانه گشايش
ـ*4- نظامي در قسمي از مناجات فرهاد با خيال شيرين گويد:
شباهنگام كاز صحراي اندوه
رسيدي آفتابش بر سر كوه
سياهي بر سپيدي نقش بستي
علم برخاستي سلطان نشستي
شدي نزديك آن صورت زماني
در آن سنگ از گهر جستي نشاني
...
كه اي محراب چشم نقشبندان
دوابخش درون دردمندان
بت سيمين تن سنگين دل من
به تو گمره شده مسكين دل من
...
جگر پالوده اي را دل برافروز
زكار افتاده را كاري در آموز
مراد بي مرادي را روا كن
اميد نا اميدي را وفا كن...ـ